نقاشی فعالیتی شخصی است ومی توان آن را از دیگاههای متفوت بررسی کرد .شیلر معتقد است که انسانها ذاتا" فعالند وبازی یکی از شیوه های تخلیه انرژی اضافی است لذا نقاشی میتواند نوعی بازی برای کودک مطرح باشد .از دیدگاه نظریه روانکاوی نقاشی به منزله ی فعالیتی بالینی –فرا فکنی است . یعنی از طریق نقاشی فرد می تواند آنچه در ضمیر نا خود آگاه دارد و احتمالا" با عث ناراحتی واضطرابش می شود بیان کند . دیدگاه دیگر در مورد نقاشیکودکان دید گاه هنر مندانه است . به نظر کلوگ کودکان ضمن نقاشی ، هم به لذت حرکتی هم به لذت بصری دست می یابند .واین امر باعث فعالیت کودکان می شود .بعضی نقاشیها صرفا" طرح هایی تزیینی یا خطوطی هستند که تعریف و تو صیف آنها نسبتا" آسان است .اما بیشتر نقاشیهای کودکان تصویرند یعنی باز نمایی چیزی هستند . وبه طور کلی نوعی بیان عواطف و اندیشه است. وهنگام رنگ آمیزی یک تصویر نا خدا گاه شمه ای از وضع عاطفی خود را بیان می کند.از جمله –عواملی که در تفسیر نقاشی کودکان به کار گرفته می شود می توان از طرز قرار گرفتن نقاشی بر روی صفحه کاغذ، سایه، ضخامت خط ،توالی اجزای کشیده شده ، مقدار وتوزیع جزئیات، پاک شدنی ها ،تصویر لباس وزمینه نام برد .


خط : خط بدون وابستگی به محتوا نیز دارای بار شدید بیانی وقدرت وجودی خاصی است که پویایی وبنیان شکل از آن ناشی می شود .خط می تواند به اشکال مختلف ظاهر شود . ضخیم، نازک ، خط نقطه ،خط پیوسته ، عمودی،افقی،زاویه دار،مارپیچ،و غیره...... همچنین ممکن است براق یا مات ویا شفاف باشد.بنابر این خط به تنهایی توانایی آن را داردمه حالتهای روانی مختلف را مانند غم، شادی، بوالهوسی، عصبانیت ، و اطمینان به خود را نشان دهد.


وقتی خوشحالی و راحتی، حرکات راوسیع وپردامنه می کند ،نتیجه اش خطوطی بازتر وبلندتر است .نیروی زندگی باعلائم وخطوط بلند که به طرف بالا می روندبیان میشود .ضعف عصب با فشردگی و کوتاهی خطوط، پرخاشگری باقطعه قطعه کردن و متغییر نمودن و به هم پیچیدن خطوط احساسات با خطوط نازک و حرکات ملایم در آنها نشان داده می شود .کودکان پیشرفته تر خطوطی به اشکال مختلف وباحفظ تعادل میان قسمتهای مختلف وکودکان خجالتی خطوط کوتاه مثل چیزی که منع شده باشد ، ترسیم می کنند .خطوط راست وزاویه دار نشان دهنده ی کشاننده های پرخاشگری که بیشتر جنبه ی مردانه دارند و خطوط مقطع و تکه تکه تمایل به انزوا رانشان می دهد.


فضا: به طور کلی کودکانی که رسم و نقاشی آنها با تناسب بر روی کاغذ ترسیم شده ،کودکانی آرام هستند .به نظر یوشیم کودکانی که فضا را بهتر از دیگران حس می کنند دارای قابلیت درک بهتری هستند.


گرایشی که کودکان برای خارج شدن از کادر کاغذ دارند نه تنها بیانگر خصوصیات کودکان خرد سال یا عقب مانده ای است که کنترل عضلانی ندارند ، بلکه در میان کودکان بزرگتری هم که از کمبود محبت رنج می برند دیده می شود .این کودکان بطور اغراق آمیزی در جست وجوی توجه و کمک هستند تا کمبود اعتماد به خود را که مخصوص انسانها ی نامطمئن است ، جبران کنند .کودکان خجالتی وکمرو ونیز در گوشه ی کاغذ ویا در قسمت محدودی از فضا ی کاغذ ویا بر روی کاغذ کوچکی نقاشی می کنند .زیرا در مقابل سطح کاغذ های بزرگ خود را گم می کنند .واین نیز نشانگر عدم اعتماد واطمینان به خود است .کودکانی که د ر نقاشی این حالت را نشان می دهند احتیاج به تشویق و پشتگرمی زیادی دارند. بعضی دیگر از پژوهشگران متوجه شده اند که کودکان خرد سال ازبالای کاغذ شروع به نقاشی می کنند .علت این امر مربوط به شکل بدن آدمک وحرکاتدست است ونیز اینکه قسمت بالا نشان دهنده ی سروآسمان ونمادی ازارزشهای والاست.


کودکی که زیاد به طرف چپ کاغذ متمایل می شود(اگرچپ دست نباشد) نشانگر غم واندوه وگوشه گیر بودن وبی اعتمادی نسبت به خوداست و سر انجام کودکانی که نقاشیهایشان کاملا" در مرکز کاغذ قرار می گیرد ،به طور کلی برخودواحساساتشان توجه وتمرکزفکری زیاد دارند.ترسیم از راست به چپ به منزله یک حرکت واپس رونده تلقی می شود.


نمای نقاشی:


هوشبرگ اصطلاح فرم مرسوم رابرای توصیف آن زاویه ای از شئ به کار می برد که در بهترین حالت ویژگی های ممیزه ی آن رانشان می دهد ."فریمن" بازنمایی مرسوم را بازنماییی می داند که در آنها شئ به آسانب قابل بازشناسی باشد . به عنوان مثال،باز نمایی مرسوم به خانه یا چهره ی انسان معمولا" نمای روبروی آن وباز نمایی اتومبیل یا ماهی نمای جانبی آن است .کودکان تا سن 7 سالگی ترجیح می دهند از زاویه ی دید مرسوم استفاده کنند ، حتی اگر از آنها خواسته شود که از زاویه ی دید غیر مرسوم نقاشی کنند ، مثلا" در پژوهشی از کودکان 5-9 ساله خواسته شد که از فنجانی که دسته ی آن دیده نمی شد (ویژگی ممیزه ) ولی گل آن مشخص بود (ویژ گی غیر ممیز )نقاشی بکشند کودکان 5-7 ساله برای فنجان دسته ی غیر روءیت کشیدند و گل نمایان را حذف کردند .ولی کودکان 8-9 ساله مطابق با خواست پژوهشگران بود.


مواردی که معمولا د ر نقاشیها ی کودکان دیده می شود.


--الف شکل آدم : کودک وقتی نقاشی می کند قبل از هر چیز شکل خود یا درکی را که از بدن و تمایلاتش دارد بیان می کند.در واقع بین بعضی خطوط آدمک نقاشی شده وخصوصیات روانی وجسمی کودکی که آن را کشیده ارطباتهای مشخصی وجود دارد .اگر آدمک در مجموع هماهنگ باشد ، احتمال بسیاری وجود دارد که کودک کاملا سازگار باشد .اگر بر عکس آدمک مثلا در آندازه های خیلی کوچک و یا در گوشه ای از کاغذ کشیده شده باشد به معنای این است که کودک خود را کم ارزش و از دیگران پا یین تر می داند .


-----1 سر :معرف مرکز شخصیت و قدرت فکری وهوشی وعامل مهار فشارهای درونی است . کودکان همیشه سر های بزرگ تریسم می کنند ،ولی اکر سر زیاد بزرگ باشد ،نشان گر آن است که( من) کودک بیش از حد طبیعی است.


-----2چهره :کلیه صاحب نظران که به تفسیر نقاشی فرا فکنی معتقدند، در این زمینه توافق نظر دارند که اندازه نقاشی از چهره ی انسان مهم ترین جنبه ی آن است ، زیرا انعکاسه مستیمی از عزت نفس نقاش است .1


چهرهای بلندتر از حد متوسط می تواند نشانه ی جنبه هایی از شخصیت ،از قبیل پرخاشگری یا خود بزر گ بینی باشد .نقاشی های ریز وبسیار کوتاهتر از حد متوسط برای گروه سنی مربوط می تواند حاکی از نارسایی، کهتری،عزت نفس پایین،اضطراب یا افسردگی باشد.


------3 صورت :چون بسیار اهمیت دارد اغلب تنها کشیده می شود .کودکان پرخاشگر جزئیات آن را به حد اغراق آمیزی بزرگ ترسیم می کنند.در حالی که کودکان خجالتی جزئیات را از نظر می اندازند و فقط دایره صورت را ترسیم می کنند.و به ندرت صورتی را نیم رخ می کشند.


-----4 دهان ودندان :ممکن است معنی نیاز به مواد خوراکی رانمایان سازد وهم به معنی پر خاشگری ویادرارتباط با مسائل جنسی باشد .لبها که بسته باشد ،نشان دهند تنش و فشاراست و چانه نشان قدرت ومردانگی است.


----5 چشمها:دنیای درون نقاش واجتماعی بودن او را نشان می دهد .کودکان خود ستا ،چشمها را با حالت های درنده و وحشی می کشند . چون چشمها ارزش زیبایی نیز دارند ،بنا بر این دختر ها و دوستداران هم جنس خود چشمها را خیلی بزرگ می کشند.


----6 بینی :در بعضی مواقع ممکن است نشان دهند ه ی مشکلات جنسی باشد.


----7 دست ها و بازو ها : غالبا مطرح شده است که کشیدن دستها و بازوان بزرگ نمایانگر قدرت و کنترل است ،به عکس ادعا می شود که حذف دستها ویا بازوان ، بازتاب احساس فقدان قدرت وبیهودگی و بی یاور بودن است ، اما حذف دستها وبازو ها در نقاشی کودکان زیر 5 سال امری متداول است . گفته می شود آن نقاشی هایی از چهره انسان که در آنها دستها در جیب فرو رفته پا پشت سر قرار گرفته ، بیانگر احساس گناه و اضطراب در باره ی کنترل محرکهای ممنوعه است.


8 پا: کودکان ضعیف ودرون گرا اغلب برای آدمکهای خود پا نمی گذارند ویا اورا به حالت نشسته نقاشی می کنند.


-----9 بالاتنه:اگر باریک ولاغر کشیده شود ،مشخص کننده ی این است که کودک از اندام خود ناراضی است ویا ازچاق شدن وبزرگ شدن می ترسد در مواردی دیگر بالا تنه ی لاغر ممکن است نشان دهنده ی ضعف جسمانی واقعی باشد.


----10سایه زدن:در بعضی قسمتهای بدن همیشه نشانه ی آن است کهمسائل ومشکلاتی در قسمتهای در قسمتهای سایه زده وجود دارد.


---ب: نقاشی گروهی از بچه های همسن وسال :اگر از کودک خواسته شود گروهی از دوستانش رانقاشی کند،آنهارا در حالت بازی نقاشی می مند و خواهی نخواهی موقعیتی راکه در گروه دارد بیان می کند.ناسازگارها اغلبدر محدوده ی خارجی گروه ویا به صورت تنها کشیده می شوند.


---- ج :نقاشی خواب ورویا:کودکان معمولا" خواب ورویای خود رابه صورت نقاشی می کشند وسپس آن را توضیح می دهند واین را کودک به آرامی انجام می دهد ،زیرا مساله مربوط به خواب ورویا است و کودک خود را مسئول نمی داند .


نقاشی خواب ورویا ممکن است ترسها وتمایلات کودکان را ظاهر سازد ،مثلا تمایل به قدرت که سر چشمه ی آن در خود کوچک
بینی کودک نسبت به بزرگتر ها ست با خواب ورویا بیان می کند .


---د: خانه : در نقاشی های کودکان خانه بیش از هر چیز دیگر کشیده می شود.معمولا کودک خانه ای معمو لی و پیش پا افتاده راتر سیم می کند.ولی ضمن بالا رفتن سن کودک ساختما ن خانه نیز تکامل می یابد.در شروع کارمعمولا خانه ها به


صورت یک مربع که بر بالای آن یک مثلث قرار دارد و سپسدیوار های اطراف خانه کشیده می شود .


خانه هایی که کودکان ترسیم می کنندممکن است دارای باغچه وگل ودرهای بزرگ وپنجره وپرده های رنگین ودودکش بخاری باشد.وسر انجام هنگامی که در داخل این خانه زندگی سعادتمندی وجود دارد،همراه حالتی دلباز عرضه شود .ولی برعکس ممکن است خانه ای بدون در ورودی که از بقیه ی خانه ها نیز جدا مانده وبا دیواریهای بلند به صورت تنها ومنزوی عرضه شود.این امر در سنین 5تا8 سالگی نشانگر خجالتی بودن کودک ووابستگی شدید او به مادر ،بعد از 8سالگی نشانگر احساس خود کوچک بینی وتنهایی در نوجوانی نشانگر شرم وحیای زیاده از حد وداشتن احساسات رقیق است.


------ه :درخت:برای تجزیه وتحلیل نقاشی درخت باید سه قسمت آن را مشحص کرد که عبارتند ار:ریشه ، تنه، شاخه وبرگ ها .ریشه که در زمین فرو رفته و درخت از آن غذا دریافت می کند،که نماد نا خدا گاه رفتارها وفشار های روانی وغریزی است.


تنه که پر ثبات ترین ومشابه ترین عامل به خود کودک است ، بیانگر مشخصات دائمی کودک وعمق شخصیت اوست.


شاخه ها وبرگ ها بیانگر طریق ارتباط اوبا دنیای خارج است.


ریشه نشانگر طبیعت بدوی وعاشقانه کودک و در عین حال محافظه کاری و بی حرکتی اوست.


تنه ی درخت ممکن است کوتاه ویا بلند کشیده شود .بچه ها در سنین پایین و قبل از دبستان معمولا" تنه درخت را بلند ترسیم می کنند ولی بعد از این سن بلند بودن درخت اغلب نسانگر عقب افتادگفکری یا بیماری عصبی و یا آرزوی باز گشت به دنیای کوچکی وقبل از مدرسه است .تنه ی درخت اممکن است مستقیم ا وصاف ویا کج کشیده شود که در حالت دوم نشا ن گر عدم ثبات کودک است.


درختی که دارای برگهای زیاد ودرهم است ،بیانگر شخصیت بلغمی مزاج ودرخود فرو رفته ی کودکی است که آمادگی تغییر وتحول ندارد ودرختی که شاخه های مختلف آن هر کدام به سویی کشیده شده اند ،نشانگر حساسیت شدید کودکی است که مسائل رابه سادگی می فهمد وقادر به ارتباط با دیگران است ودر عین حال به راحتی می تواند خود را با محیط سازگار کند.


-------و:خورشید وماه :تصویر خورشید نشانگرامنیت ، خوشحالی ،گرما ،قدرت وبه نظر بعضی از پژوهشگران نماد پدر مطلوب است.وقتی رابطه پدر با کودک خوب است همیشه خورشید درنقاشی های کودک به طور کامل در حال درخشیدن نمایش داده می شود .وهنگامی که این ارتباط مطلوب نیست ، خورشیددر پشت کوه ناپدید است ویا بصورت قوسی در افق دیده می شود اگرکودک از پدرش بترسد،خورشید به رنگ قرمز تند ویاسیاه که مضطرب کننده است کشیده می شود.


به نظر" اوبن " ماه اغلب نشانگر نیستی است ،زیرا زمانی که خورشید یعنی نماد زندگی ناپدید می شود ظهور می کند .به همین دلیل بسیاری از کودکان آن را در نقاشیهایی که از قبر وقبرستان می کشند به کار می برند.


------ز:حیوانات:اگر کودک به دلیلی جز اینکه ،در محیط زندگی حیوانی دیده باشد یا خودش حیوانی داشته باشد یا اصولا حیوانات را دوست داشته باشد ، حیوانی را نقاشی کند ( معمولا حیوانات وحشی )ممکن است به دلیل احساس گناه وتقصیری باشد که کودک در موقعیت خاص حس کرده باشد و چون جرأت آن را ندارد که گناه خود را ترسیم کند ترجیح می دهد احساسات وعادات وتمایلات خود را در قا لب تصویر حیوانی نشان بدهد ،درست مانند زمان بازی با عروسک هایش که برایش جالب وبسیار جذاب است.،زیرااو می تواند آزادانه هر چه دلش می خواهد از زبان عروسک ها یش بیان کند ،بی آنکه خود احساس گناه کند.


--------ح:اتومبیل:درجوامع امروزی ماشین نماد قدرت است وبه همین دلیل درنقاشی های کودکان (مخصوصأ) پسرها زیاد دیده می شود.به نظر" لونی" که آزمایش ترسیم ماشین را ابداع کرد،نوجوانان درسن بلوغ از کشیدن تصویر انسان خود داری می کنند .وتصویر ماشین را ترجیح می دهند که خود به خود نشان دهنده ی وابسته بودن فرد به دنیای خارج و ترجیح دادن زندگی سرد ماشینی بر دنیای انسانهاست.درنقاشی هایی که کودکان معمولأ ازجمع خانواده ی خود می کشند . مواردی مطرح است که قابل توجه است.


1—ارزنده سازی شخص اصلی نقاشی:شخص ارزنده سازی شده غالبأنخستین جایگاه رادر سمت چپ خانواده اشغال می کند .اما وقتی نخستین شخص ترسیم شده یک کودک باشد ،بدین معنی است که کودک درعمق وجوش خواستار آن است که جای آن را اشغال کند .


اگر کودک در وهله ی اول خودرا ترسیم کند،نشانگر گرایش به خود دوستداری آشکاری است که بایدعلت آن کشف گردد.


شخص ارزنده سازی شده بادر نظر گرفتن نسبتها ،بلند قامت تراز اشخاص دیگر نقاشی است.شخص ارزنده سازی شده ازلحاظ چیزهای افزودهشده غنی تر است،تزیینلباس،ترسیم کلاه،عصا ،چتر،کیف ....شخص ارزنده سازی شده غالبأکانون توجه اشخاص دیگر نقاشی است .یعنی همهی نگاه ها به سوی وی معطوف است .یکی از اعضای خانواده ممکن است صرف نظر از مرتبه ای که اشغال کرده است بهدلیل بزرگی قامت مهم تر جلوه کند .درجه تکامل تصویر یک شخصیت وغنای جزئیات نیز نشا نه ی ارزش آن شخص در نظر ترسیم کننده است.گاهی کودک برای ارزش دادن وبر جسته کردن کسی ، تصویر اورا چندین بار تکرار می کند ،مثلا پسری به دلیل شدن مکررتوسط پدر ،در صفحه نقاشی او را چند بار تکرار می کند .چون در فکر کودک با توجه به رفتار مناسب پدر جای برای شخص یا شی دیگری باقی نمانده است.


2__ناارزنده سازها :فرد مورد نظر بادر نظر گرفتن همه ی نسبتها (خصوصا سن )ازدیگران کوچکتر کشیده می شوند در آخرین جا غالبا کنار صفحه ی کاغذ قرار داده می شود ،مثل این که کودک دربدو امر قصد درنظر گرفتن جایی را برای او نداشته است .با فاصله از دیگران یا در سطحی پایین تر از آنهای دیگر کشیده می شود ،به خوبی دیگران ترسیم نمی شوندیا جزئیات مهمی در تصویر وی از قلم می افتد نام وی ذکر نمی شود در حالی که نام همه اشحا ص دیگر ذکر می شود.


3__ اشخاص خط زده شده وقتی در نقاشی ،یکی از اعضای خانواده حضور ندارد،می تواندنشانکر تمایل کودک به عدم حضور او باشد که بیشتر درمورد خواهر وبرادر ان در اثر حسادت بوجود می آید.یا وقتی که خودش رااز جمع خانواده حف می کند ،یعنی از بودن در جمع راضی نیست وخواستار تغییر جنسیت ،افزایش سن وموارد دیگری است که مشکل متصور اورا حل کند .همچنینشخصی که برایش کم اهمیت تر است،یااورا کوچک وبا جزئیات کم وسر سری نقاشی می کند یابعداز نقاشی اورااز صفحه ی کاغذ پاک می کند که این وضعیت نشان دهنده ی کشمکش درونی کودک است.


4 –اشخاص افزوده:شخص افزوده شده ممکن است یک نوزاد باشد که نقاش ،گرایشهای واپس گرایی راکه از بیان مستقیم آنها شرم دارد ،به وی نسبت می دهد .شخص افزوده شده ممکن است یک فرد مسن تر یا حتی یک بزرگ سال باشد که فرد دوست دارد با همانند سازی کند ،تصویر افزوده شدع می تواند یک حیوان باشد .دراینجا مبدل سازی به حد بیشینه است ونشان می دهد که ممنوعیت نقاشی کننده بسیار شدید است .به طور مسلم باید در تفسیر محتاط بود ،چون ممکن است که کودک حیوانات را دوست داشته باشد وبه ترسیم یک گربه یایک سگ مأنوس بپردازد.این نکته نیز قابل توجه است که ترسیم کننده به خصوص خود رادرا شخا صی که به منظومه ی خانواده افزوده شده اند ،فرافکنی می کند.


نماد رنگها درنقاشی: انتخاب رنگ از نظر روان شناسی مفهومی بی چون وچرا دارد،ولی برای تجزیه وتحلیل ونتیجه گیری ازان حتما باید عامل سن کودک رادر نظر داشت .


در حالت کلی دو گروه رنگ وجود دارد : رنگهای گرم ،رنگهای سرد رنگهای گرم عبارتند از(قرمز،زرد ،نارنجی) تحریک کننده سبب فعالیت وجنب وجوش ،الهام دهنده ی روشنی وشادی زندگی ومولد حرکتند ،در حالی که رنگهای سرد (سبز،آبی،بنفش )موجد حالتهای انفعالی ، سکون ، بی حرکتی وتلقین کننده ی غم واندوه هستند .به نظر "کاندینسکی " اگر رنگ زرد دریک شکل هندسی قرار گرفته باشد ، وقتی به طور مستقیم به آن نگاه شود موجد هیجان ،ناراحتی ،کوفتگی وبرانگبزاننده ی حالتی غضبناک می شود.اگر تونالیته ی این رنگ تشدید شود ،ممکن است برای چشم ومغز غیر قابل تحمل باشد .رنگ آبی ،بر عکس ،انسان را به سوی دقیق شدن در بی نهایت سوق می دهد واگر هر قدر بیشترروشن باشد ،انعکاس موجی خودرابیشتر از دست می دهد تا آنجا که به آرامش خاموش رنگ سفید می رسد.


بهنظر "کاندینسکی"رنگ سبز مطلق ،آرام بخش ترین رنگهاست .این رنگ هیچ انعکاس موجی حاوی شادی ورنج ویا ترس نداردوبه هیچ طرفی درحرکت نیست ،بلکه آرام وساکن وراضی از خود است .


رنگ قرمز ،رنگی گرم ومنبسط است ،بر خلاف رنگ زرد که سبک وسطحی است . قرمزرنگی زنده ودر عین حال پر نیرو ومصمم بهنظر می رسد.


رنگ نارنجی ،حرکت رنگ زرد وقدرت رنگ قرمز رادارد ورنگی زنده وچابک است .


بنفش ،برعکس، قرمزی است سردشده ،یعنی هوسی مهار شده یاانتهای یک رویا ،در این رنگ یک احساس درونی غم وتنهایی نهفته است .


رنگ سفید ،که مجوع رنگهاست ،احساسسکوت می دهد،زیراهمه چیز درآن محو می شود .این رنگ در خود حاوی بی نهایت امکانات ورنگی معرف سکوت است ،نه مرگ در واقع سفید نماد جوانی وعدمی است قبل از نیست شدن .


به نظر" کاندینسکی" رنگ سیاه بر عکس نشانگر عدم ونیستی ومانند سکوتی ابدی بدون آینده وامیدی است .بدین معنی که پایان راه یاآن توافقی را می نمایاند که در پایان کامل نطق پدید می اید.


تعادل بین سفید وسیاه در اصل رنگ خاکستری است که نه صداونه حرکتی دارد ودارای سکوتی تسلی ناپذیر است که با سکون سبز که از رنگها ی زنده بوجود آمده تفاوت دارد.


خلاصه:در مورد نتایج حاصل از تفسیر نقاشی ها چند مورو حائز اهمیت است .نخست این پرسش وجود دارد که آیا نقاشی های آزمایش شونده ،در دو آزمون مختلف ،جنبه های اساسی یکسانی را نشان خواهد داد یاخیر؟اکر آزمایش شونده نقاشی هایی بکشد که تفاوتهای زیادی با یکدیگر داشته باشند، احتمالا هیچ یک از آنها نمی تواند بیان پایانی از شخصیت به شمار آید .


دوم، به فرض آنکه مسائل مربوط به رسیدن به یک نقاشی گویا حل شده باشد ،در صورتی می توانیم آزمون نقاشی فرافکنی را پایا بدانیم که دو آزمایشگر مستقل ،از یک نقاشی واحد تفسیر های یکسانی ارائه دهند .برای آنکه دو آزمایشگر درمورد تفسیر های شخصی توافق داشته باشند باید نه تنها در مورد نمره گذاری عینی جنبه های مختلف نقاشی (وجودویا فقدان جزئیات ،اندازه های نسبی ومطلق ونظایر آن )بلکه در زمینه ی تحلیل وتفسیر اهمیت جزئیات نیز توافق داشته باشند .


گاهی امکان دستیابی به نتیجه ی یکسان ازآزمایش های مختلف امکان پذیر نیست ،زیرا تستهای متفاوت به بخشهای مشابه دست نمی یابند ،یاآنکه سطوح متفاوت هشیاری راکه در آنها تعادل تعارضی کشاننده ها ودفاعها یکسان نیست ،آشکارمی کند .


بنابر این هر یک از تست ها را بایستی بر اساس تفسیری پویشی که این تفاوتهارا مد نظر قرارمی دهد بررسی کردتا درنتیجه ،تألیف مدارک به دست آمده آسانتر گردد.بااین وجود تحلیل نقاشی کودکان ،مانند هر تست فرافکن دیگر جنبه ی احتمالی دارد و نمی توان آن را با یقین پذیرفت .این آزمایش ها به ما امکان می دهد که به فرضیه های بارور درمورد شخصیت کودک دست یابیم.


فهرست منابع:


1نقاشی کودکان ومفاهیم آن "آنا الیور یوفراری ترجمه ی عبدالرضا صرافان.


2-نقاشی کودکان ،کاربرد تست ترسیم خانواده در کلینیک،ل-کرمن،ترجمه ی دکتر دادستان ،دکتر منصور.


3-مقدمه ای بر روانشناسی نقاشی کودکان ،گلین.وی توماس .آنجل .ام جی سیکر ،ترجمه ی عباس مخبر